اگه نکنی میکنن!!

January 1, 2008 at 8:35 am Leave a comment

اگه نکنی میکنن!!

تازه اومده بودیم توی یک آپارتمان جدید . همسایه طبقه پایینی یک دختر 18 ساله داشت . اون فوق العاده خوش اندام و خوش هیکل بود. خیلی هم خوب آرایش می کرد. چند روز از اومدن ما نگذشته بود که یک سر شبی دیدم دارن در می زنن. اتفاقا” توی خونه تنها بودم، از فرط خستگی حال حرف زدنم نداشتم . با بی حوصلگی درو باز کردم . دیدم که دختر همسایه است. در حالیکه یک چادر رنگی سرش و خودش رو هم با وسواس پوشونده بود سلام کرد و گفت : اجازه میدین یک تلفن بزنم ؟ آخه تلفنم قطعه ! با بی تفاوتی گفتم : بفرمایید. وارد شد و رفت سروقت تلفن و شماره ای گرفت و با حالت نجوا حدود نیم ساعتی حرف زد ، یهو با حالت فریاد گفت : تو مگه نمی فهمی من الان احتیاج دارم و گوشی رو قطع کرد. من که رفته بودم توی اتاق با این صدا ناخواسته اومد توی حال و گفتم چی شده . اون پشتش به من بود وقتی برگشت دیدم یک تاپ نارنجی تنشه بایک مینی جوب تنگ قرمز آتشی . بدنش مثل برف سفید بود . کمی خودشو جمع وجور کرد و با حالت خجالت گفت : هیچی . گفتم دعوات شد ؟ گفت : نه ولی ….. دیگه حرفشو ادامه نداد. از طرز ولی گفتنش فهمیدم که دوست داره خرف بزنه / ازش خواهش کردم بشینه . حدود یک دقیقه ای مردد بود ولی بعد قبول کرد. نشست و گفت که پدر و مادرش رفتن مهمونی وتوی خونه تنهاست. گفتم با کی حرف می زدی ؟ بی اختیار گفت با آرمین نامرد . گفتم : آرمین ؟ تازه فهمیده بود که لو رفته!!!!! گفت : آره ، چیزه ، دوست دادشم ، البته پسر عمومم هست . فهمیدم داره چاخان می کنه . گفتم : می خواستی دعوتش کنی ؟ گفت : آره ولی نمی تونه بیاد . گفتم اگرنا راحتی چادرتو بردار . بعد بدون اینکه منتظرجوابش بشم چادرشو ازش گرفتم . اونم مقاومتی نکرد. نشستم کنارش. دستشو گرفتم و گفتم اینکه ناراحتی نداره . خوب شاید کار داشته . اون دیگه جوابی نداد و فقط شروع به جویدن لباش کرد. بهش گفتم عصبی هستی ؟ گفت : آره ، دارم دیونه می شم . گفتم چرا ؟ گفت : آخه حدود چهارده روز پیش پریود بودم ؟ من یه کمی گیج شدم . (خوب یعنی چی ) بعد خودش ادامه داد آخه وقتی حدود 12 روز از زمان پریود بگزره هرمون استروژن شروع به ترشح می کنه و روز چهاردهم روز اوولاسیون است (روزی که تخمک زن آزاد میشه ) این روز بحرانی ترین روز برای زناست و اونا به شدت احتیاج به سکس دارن. گفتم: اینکه مشکلی نیست ، من هر کمکی که ازدستم بر بیاد برات انجام می دمو فقط تو راحت باش. بعد یک لب باحال ازش گرفتم . بلا فاصله متوجه شدم مزه دهنش عوض شد و شروع به نفس نفس زدن کرد. آروم سینه اش را توی دستم گرفتم و درحالیکه لاله گوششو می مکیدم با سینه هاش ور رفتم . کم کم با زبون حرکت کردم بسمت چونه و زیر گردن و بعدهم بین دو سینه و مسیر مورب بین زیر بغل تا نوک سینش . دیگه اینقدر هیجانی شده بودیم که متوجه هیچیزی نمی شدیم . خودش رو کمی شل کرد و پاهاشو بازگذاشت و من شروع به نوازش روناش کردم .اونم چه رونایی خوش تراش و نرم و یک دست سفید . بدون حتا یک خال ریز. بالاخره در حالیکه به نرمی روی سینه هاشو دندون می گرفتم دستم و بردم طرف کوسش . متوجه شدم پنتی (شورت ) نداره. با لطافت با انگشت اشاره بصورت حرکت دورانی و بدون فشار با کلیتوریس (یک برآمدگی کوچک بالای کس که مثل زیر سوراخ کیر فوق العاده حساس است)و لبه های کوچک (دوزایده کوچک که سوراخ واژن رو می پوشونه ) بازی کردم . واقعا دیوانه شده بود. بعد خودم کشیدم کنار و ولو شدم روی مبل . گفت: حالا من باید چی کار کنم . تمنا توی چشماش موج می زد. گفتم : لخت شو. لخت شد. گفتم حالا بیا با کیرم بازی کن . کیرم و در آورد و شروع کرد به مالیدن و هراز چند گاهی یک نیشکون کوچولو می گرفت . بعد بهش گفتم : یک کمی لیسش بزن . اونم با احتیاط زبونشو نزدیک کرد و یک لیس کوچولو زد. گفتم : با دستت بالا نیگرش دار و زیر سوراخشو لیس بزن . اونم اینکارو کردوبعد هم توی دهنش کرد. درحالتی که میک می زد دهنشو بالا پایین می برد. حسابی دیگه دیونه ی دیونه شده بودیم . گفتم برگرد و به حالت (نیچز پوزیشن ) سجده ای روی مبل قرار بگیر. او برگشت و من روی زمین دو زانو زدم و لای کسشو باز کردم .
دیدم به به ، هایمنش ( پرده بکارتش ) حلقویه . گفتم می خوای حسابی دیونه بشی ؟ گفت : من الان دارم دیگه منفجر می شم . جون هر کی دوست داری زود باش. گفتم : فقط نترسی ؟ گفت : مگه می خوای چی کار کنی ؟ گفتم : می خوام بکنم توش . گفت : نه نه من دخترم تازه دوستام میگن خیلی درد داره
. گفتم اگر حتا یک ذره هم دردت اومد پاشو . گفت : باشه . گفتم پس یک کمی صبر کن برم ژل بیارم .گفت : فقط زود باش . از اولش تا اون موقع حدود 20 دقیقه طول کشیده بود . رفتم از توی کشو ژل و اوردم و حسابی بهش ژل زدم . بعدش هم خیلی آروم و بدون عجله ذره ذره کیرمو فشار دادم تا وارد شد و تا آخر رفت و باز خیلی آروم آروم در آوردم . دیگه آماده شده بود . بدنش ریلکس ریلکس و پرده شم نرم نرم . حدود 10 دقیقه هم تلمبه زدم تا اینکه آبم می خواست بیاد . سریع کشیدم بیرون و اونم برگشت و کیرم گذاشت بین سینه هاش و آبم ومالید روی بدنش . و درحالیکه با یک دست آبم رو به تنش می مالید با دست دیگه خودشو حدود 2 دقیقه مالوند تا ارضا شد. حالا واقعا اگه شما بودین چی کار می کردین؟

Entry filed under: داستان های سکسی. Tags: .

دختر دایی و من خاطره توپ هستی

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


RSS Unknown Feed

  • An error has occurred; the feed is probably down. Try again later.

اشتراک ایمیل – جهت ارسال داستان ها عکس ها و فیلم و شماره ها به ایمل شما

جهت اشتراک در سایت ایمیل خود را وارد کنید سپس پنجره ای جدید باز می شود که باید کد امنیتی را وارد کنید:

Categories

Blog Stats

  • 5,962,699 hits

%d bloggers like this: